با سلام
ان شاءالله العظيم با عنايات بانوي دو عالم حضرت فاطمه الزهرا (س) و كمك هاي مالي عاشقان و محبان اباعبدالله الحسين عليه السلام، هيئت مكتب الزهراي شهرستان اهر قصد دارد حسينيه باعظمتي به مساحت حدوداْ دویست و هشتاد متر مربع به نام بيت الاحزان مكتب الزهراء (س) در شهرستان اهر احداث كند تا دور از تمام دغدغه ها و مشكلات، عاشقان و محبان اهل بيت عليهم السلام در مناسبت هاي مختلف دور هم جمع شده و در فراق مولايشان مويه كنند و بر مصائب اهل بيت عليهم السلام بگريند.
زمین این مکان مقدس را یکی از کنیزه های حضرت بانو فاطمه زهراء (س) که افتخار همشهری بودن با ایشان را داریم به هیئت اهدا نموده و برای شروع و ادامه عملیات ساخت و ساز نيازمند كمك مالي عاشقان و محبان اهل بيت هستيم. در صورت تمايل براي شركت در اين امر مهم و کمک به رونق مکتب ناب حسینی مي توانيد کمک های نقدی خود را به حساب جاری(سیبا) شماره 0107108150006 به نام بیت الاحزان مکتب الزهراء(س) نزد بانک ملی شعبه مرکزی اهر واریز نموده و با آدرس ایمیل beytolahzan.m.z@gmail.com مكاتبه نماييد و همشريهاي عزيز نيز مي توانند نذورات خود را به حسابدار هيئت پرداخت و قبض دريافت نمايند.
آدرس: اهر خیابان قدس باغ زمانی نرسیده به پل جدیدالاحداث مقاومت قطعه شماره ۵۵
شماره ثبت : 201020114
شماره تلفن تماس با حسابدار بیت الاحزان مکتب الزهراء : 09143264983
نمونه قبوض مبلغ دار بیت الاحزان مکتب الرهراء (س)

قیامت غارت
امان از دل زینب!
درست همان جا که گمان می بری انتهای وادی مصیبت است آغاز مصیبت تازه ای است، سخت تر و شکننده تر.
اکنون بناست جگرت را شرحه شرحه بر خاک گرم نینوا بگسترانی تا اسب ها بی محابا بر آن بتازند و جای جای سم ستوران بر آن نقش استقامت بیندازند.
بناست بمانی و تمامت عمر را با همین جگر زخم خورده و چاک چاک سر کنی.
کوه هم اگر باشی با دیدن این منظره ویرانگر از هم می پاشی و متلاشی می شوی. اما تو کوه نیستی که کوه شاگرد کودن و عقب مانده و درجازده مکتب توست.
پس می ایستی، دندانهایت را به هم می فشاری و خودت را به خدا می سپاری و فقط تلاش می کنی که نگاه بچه ها را از این واقعه بگردانی تا قالب تهی نکنند و جانشان را بر سر این حادثه نبازند.
و ذوالجناح... هر چند که خودش برای خودش داغی است و نشان و یادگاری از داغی، هر چند که پر و بال خونینش خود دفتر مصیبتی است که هزاران داغ را تداعی می کند، هر چند که بچه ها دوره اش کرده اند و سکینه به یالش آویخته، اما همین قدر که نگاه بچه ها را از آن سوی میدان می گرداند، همین قدر که ذهن و دلشان را از اسبهای دیگر که به کاری دیگر مشغولند غافل می کند، خود نعمت بزرگی است.
در آن سوی دیگر سم اسبان، خون حسین را در وسعت بیابان تکثیر می کنند و کار به انجام می رسد اما مصیبت، نه.
گله های وحشی غارت چماق هایشان را دور سر می چرخانند و صدای طبل و دهل، صدای هلهله و فریاد، صدای سم اسبان و بوی دود دلت را فرو می ریزد و تن بچه ای کوچک داغدیده را می لرزاند. تا به خود بیایی و چاره ای بیندیشی آتش از سر و روی خیمه ها بالا رفته.... باور نمی کنی! این مرتبه از پستی و قساوت را حتی از این گرگان روباه صفت نامرد که معلوم نیست چنگالهایشان درنده تر است یا نگاه هایشان، نمی توانی باور کنی. اما این صدای ضجه بچه هاست. این آتش است که از هر سو زبانه می کشد و این دود است که چشمها را می سوزاند و نفس را تنگ می کند و این حضور چهره به چهره دشمن است و این صدای استغاثه و نوای بغض آلود بچه هاست که: « عمه جان! عمه جان! چه کنیم به کدام سمت برویم؟...» کدام سمت؟ کدام جهت؟ کدام روزنه از آتش و دشمن خالیست؟ در بیابانی که دشمن همه جای آن چنگ انداخته به سوی کدام مقصد، به امید کدام مأمن می توان فرار کرد؟ و چه معلوم که دشمن از این آتش سوزنده تر نباشد؟!
اینک تو مانده ای و بهت زده به اطراف نگاه می کنی و نمی دانی از کجا شروع کنی، به کدام کار اول همت بگماری، کدام مصیبت را اول سامان دهی، کدام زخم را اول به مداوا بنشینی. اول جلوی هجوم دشمن را بگیری؟ به مهار کردن آتش فکر کنی؟ به گریزاندن بچه ها بیندیشی؟ به خاموش کردن آتش لباس هایشان بپردازی؟ کوچکترها را که نفسشان در میان آتش و دود بریده از خیمه بیرون بیندازی؟ ستون خیمه را از فروافتادن نگه داری؟ به آنکه گلیو از زیر بیمارت به یغما می کشد هجوم کنی؟ تنها حجت بازمانده خدا را، امام زمانت را از معرکه در ببری؟ این بوق و کرنا و طبل و دهل و هلهله دشمن، این گرگها که با چشمهای دریده بره های شیری را دوره کرده اند، این هجوم همه جانبه، این اسب ها که شیهه می کشند و بر روی دو پا بلند می شوند و فرود می آیند، این ضرباتی که با تازیانه و غلاف شمشیر و نیزه بر دست و پا و پشت و پهلو و سر و صورت نواخته می شود، اینها قدرت تفکر و تمرکز را سلب می کند. مگر یک زینب چند دست دارد؟ چند چشم؟ چند زبان؟ و چند دل برای سوختن و خاکستر شدن؟
آی! عربهای خبیث بیابانی! عربهای جاهلیت مطلق! شما چه می فهمید دختر یعنی چه؟ و دختر کوچک چه لطافت غریبی دارد. این فرار کودکان دختران از هراس هجوم سعبانه شماست نه برای دربردن دارایی کودکانه شان.
بچه های نفس بریده را فقط آب می تواند هستی ببخشد. اما در این قحطی آب چشمه امید کجاست جز اشک چشم؟! پس گریه کن! ضجه بزن. بگذار فرشتگان طوافگرت نیز از اشکهایت برای ادامه حیات مدد بگیرند. گریه کن! چشم به تتمه خورشید بدوز و همچنان گریه کن. چه سرخی غریبی دارد آفتاب! و چه با شرم و رنج و تعب چهره خود را در پشت کوهسار جمع می کند. او هم انگار این پیکرهای پاره پاره، این کبوتران پر و بال سوخته و این آشیانه های آتش گرفته را نمی تواند ببیند. آری چشم هایت را ببند خورشید! که پس از حسین، در دنیا چیزی برای دیدن وجود ندارد. دنیایی که حضور حسین را در خود نمی تابد دیدنی نیست.
افق نینوا خونین است و سرخی خورشید هر لحظه پررنگ تر می شود. تو هم مگر پر و بال در خون حسین شسته ای خورشید!
گریه کن! چشم به تتمه خورشید بدوز و همچنان گریه کن.
چه غروب دلگیری!
دلگیر باد از این پس تمام غروب های عالم!
غروب کن خورشید! بگذار شب، آفتابی شود و بر روی غم ها و اشک ها و خستگیها سایه بیندازد.
خورشید شرم زده خود را فرو کشید. اکنون دشمن آب را آزاد کرده است تا فرزندان زهرا از مهریه مادرشان سهمی داشته باشند. بچه ها با روی زرد و لبهای چاک چاک و گلوهای عطشناک مقابل ظرف های آب نشسته اند و گریه می کنند و در این میانه لحن سکینه از همه جانسوزتر است که با خود مویه می کند: « هَل سُقِیَ اَبی اَم قُتِلَ عَطشانا؟»
زندگینامه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
فاطمه (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار میباشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد میباشند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند: "فاطمه سرور زنان جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثالزدنی میباشد و از زنان برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیدهی زنان عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (علیها السلام) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمیباشد و در تمامی اعصار جریان دارد. لذا است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی دیگر صراحتاً فاطمه (علیها السلام) را سرور زنان اولین و آخرین ذکر مینمایند. اما نکتهای دیگر نیز در این دو حدیث نبوی و احادیث مشابه دریافت میشود و آن اینست که اگر فاطمه (علیها السلام) برترین بانوی جهانیان است و در بین زنان از هر جهت، کسی دارای مقامی والاتر از او نیست، پس شناخت سراسر زندگانی و تمامی لحظات حیات او، از ارزش فوق العاده برخوردار میباشد. چرا که آدمی با دقت و تأمل در آن میتواند به عالیترین رتبههای روحانی نائل گردد. از سوی دیگر با مراجعه به قرآن کریم درمییابیم که آیات متعددی در بیان شأن و مقام حضرتش نازل گردیده است که از آن جمله میتوان به آیهی تطهیر، آیه مباهله، آیات آغازین سوره دهر، سوره کوثر، آیه اعطای حق ذی القربی و... اشاره نمود که خود تأکیدی بر مقام عمیق آن حضرت در نزد خداوند است. این آیات با تکیه بر توفیق الهی، در مقالات دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ما در این قسمت به طور مختصر و با رعایت اختصار، به مطالعه شخصیت و زندگانی آن بزرگوار خواهیم پرداخت.
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب...



